اولین روز (۴دی)
با موفقیت تا الان پیش رفتم !!
آخ جون آخ جون ^__^
مرسی شهید جان (شهید ابراهیم )
کمکم کن :)
خدایا خودت کمکم کن :)
مرسی
-------------------------------------------------------------------------------
ادامه مطلببرچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: دوشنبه 25 دی 1396 ساعت: 3:21
اولین روز (۴دی)
با موفقیت تا الان پیش رفتم !!
آخ جون آخ جون ^__^
مرسی شهید جان (شهید ابراهیم )
کمکم کن :)
خدایا خودت کمکم کن :)
مرسی
-------------------------------------------------------------------------------
ادامه مطلببرچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: يکشنبه 24 دی 1396 ساعت: 8:44
برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: يکشنبه 24 دی 1396 ساعت: 8:44
برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: سه شنبه 19 دی 1396 ساعت: 12:52
برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: سه شنبه 19 دی 1396 ساعت: 12:52
هوا بس ناجوانمردانه زُخُمِ (خیلی سردد ) است :|
در حالیکه هوا سردههه، داره بارون زیبایی میباره از اون طرف هم آفتاب دراومده
ولی حیف که خورشید خانوم و بارون خانوم به تفاهم نرسیدند که رنگین کمون بیاد :|:)
با وجودیکه هوا خیلییی زُخُمِ /زُخُمِهَ ولی سه شنبه ی زیبایی است
به زیبایی همین آفتابی که دراومده و بارونی که با ریتمی آهنگین دارد می نوازد :))
سه شنبه تون بخیر و شادی ایشالا
حال شما دوستان چطوره ؟
هوا چطوره ؟ هوای دلتون چطوره ؟ خوبه ایشالا ؟:)
هواشناسی دل هاتون رو دارین ؟:))
ایشالا فقط بارونی و طوفانی نباشه :)
یادمون نره هوای دل های همو داشته باشیم:)
+
لری_شاد
برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: سه شنبه 19 دی 1396 ساعت: 12:52
برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: سه شنبه 19 دی 1396 ساعت: 12:52
برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: سه شنبه 19 دی 1396 ساعت: 12:52
برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: سه شنبه 19 دی 1396 ساعت: 12:52
برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: سه شنبه 19 دی 1396 ساعت: 12:52
برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 16:21
برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: جمعه 8 دی 1396 ساعت: 0:21
برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: جمعه 8 دی 1396 ساعت: 0:21
پشت کاجستان، برف.
برف، یک دسته کلاغ.
جاده یعنی غربت.
باد، آواز، مسافر، و کمی میل به خواب.
شاخ پیچک و رسیدن، و حیاط.
من، و دلتنگ، و این شیشه خیس.
می نویسم، و فضا.
می نویسم، و دو دیوار، و چندین گنجشک.
یک نفر دلتنگ است.
یک نفر می بافد.
یک نفر می شمرد.
یک نفر می خواند.
زندگی یعنی: یک سار پرید.
از چه دلتنگ شدی؟
دلخوشی ها کم نیست: مثلا این خورشید،
کودک پس فردا،
کفتر آن هفته.
یک نفر دیشب مرد
و هنوز، نان گندم خوب است.
و هنوز، آب می ریزد پایین ، اسب ها می نوشند.
قطره ها در جریان،
برف بر دوش سکوت
و زمان روی ستون فقرات گل یاس
+
زمستون
برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: جمعه 8 دی 1396 ساعت: 0:21
تابحال فکر نمیکردم موقع حجامت همش دعا و آیه قرآن خوانده بشه !
برام جالب بود.
البته جالبتر اینکه دکتر حجامت ، در کنار خوندن دعا و آیات قرآن زیر زیرکی کنجکاوی های که داره رو از بیمارش میپرسه :)
نمیدونم فلسفه ی سوالاتش چیه ؟
بخاطر کنجکاوی های خودشه ؟
یا
خوشبینانه ترین جواب برای دور شدن فکر بیماری که ازش خون گرفته میشه ؟!^__^
+
وبلاگ های خوب رو سراغ دارین معرفی کنین ممنون میشم :)
البته بجز وبلاگ های خودتون :)
برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: جمعه 8 دی 1396 ساعت: 0:21
برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: چهارشنبه 6 دی 1396 ساعت: 7:13
برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: چهارشنبه 6 دی 1396 ساعت: 7:13
برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: چهارشنبه 6 دی 1396 ساعت: 7:13
خواب نامفهمومیه که دو شبانه روزه دارم میبینم و هر دوبار فراموش میکنم و فقط غمش رو چهره ام می مونه :|:(
موندم چرا میبینم و چرا یادم نمی مونه و چرا غمش رو چهره ام هستش؟ :|:((
این دو روز فقط بغض و غمم :'((
شبا قبل خواب فقط قرآن گوش میکنم بعد میرم رمان میخونم بعد کلی که خسته شدم ، میخوابم .
+
موقت طور
فقط برای آرامش خودم نوشتم :|:(
ببخشین.
برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: چهارشنبه 6 دی 1396 ساعت: 7:13
میشه برای سلامتی پدرم دعا کنید
این دو روزه گوشه خونه افتاده و وضعیت قلب و سلامتیش خوب نیست:((
اگر همین جوری خدای ناکرده ادامه پیدا کنه
احتمالا امروز دیگه با این وضعیت ببریمیش بیمارستان
و بستری :((
برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: دوشنبه 4 دی 1396 ساعت: 20:14
برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: دوشنبه 4 دی 1396 ساعت: 20:14
برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: دوشنبه 4 دی 1396 ساعت: 20:14
برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: يکشنبه 3 دی 1396 ساعت: 10:30
یلدا
یلدای همه شما خوبان مبارک
به خوشی ایشالا
یلدای امسال فکر کنم برای تک تک خانواده های ایرانی دلپذیرتر و گرمتر از یلدای سال های گذشته باشه.
زلزله های اخیر قبل از اینکه زمین رو بلرزونه دل های خیلی زیادی رو لرزونده و مطمئنا با این داستان قدر با هم بودن هامون بیشتر میدونیم.
امشب دو ساعت واقعاً سعی کنیم بدون گوشی و سیستم های صوتی و تصویری باشیم و در کنار خانواده مون شاد باشیم و فال بخونیم و شادی کنیم.
+
مسابقه سفره های یلدایی
اگر موافق باشین از سفره های یلدایی مون مثل پارسال عکس بگیریم و عکس های سفره های زیبایی یلدایی تون رو به ما بدین که تو این وبلاگ به اشتراک بذاریم؛) (البته تبلیغات تو وبلاگ هاتون علناً رو سفره ها ممنوعه )
موافقین ؟^__^
کیا موافقن دست هاشون بالا ؟
راستی تو این شب یلدا بچه های کار رو یادمون نره که خوشحال کنیم
و از هم مهمتر تو این شب یلدا همدیگه رو ببخشیم :))
بخاطر شب یلدا یه آهنگ شاد کوردی تقدیم حضور گرمتون
رقص کوردی شاد
برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: يکشنبه 3 دی 1396 ساعت: 10:30
برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: يکشنبه 3 دی 1396 ساعت: 10:30
من یه زمانی تو موسسه خیریه سابقم کار اصلیم شناسایی نیازمندان واقعی و معتادین به شیشه و کراک بود .
خیلی هم تو کارم وارد بودم . جوری که اخلاق همکارام هم در قبال خودم کم کم می اومد دستم .
دیگه متوجه میشدم کی روراست است با منه کی نه !!
یادش بخیر
اما از وقتی از کار بی کار شدیم قدرت تشخیص و شناساییم اومد پایین.
میگن نگیم اینجا تو شناسایی بودم.
اینبار فرق میکنه میخوام بگم نه بخاطر ریا نه خدا میدونه نه.
میخوام بگم الان قدرت اینکه بدونم یه زمانی من چه حرفی زدم و چه حرفی نزدم ندارم .
قوه تشخیصم اومده پایین!!
برای همین نمیدونم در چه زمانی تو وبلاگ ایکس چه حرفی زدم که این شخص کامنت گذار کامنتی به این مضمون
به من داده !!
فقط دوست دارم صادقانه هر کدوم از شما بلاگرا این شخص رو میشناسین به من بگین و اگر کامنتی بدین مضمون
از من دارین که من پشت سر آقا/خانوم ایکس صحبت کردم با شات گرفتن اون تصویر رو بهم نشون بدین !!
که من مغرور و از خود راضی متوجه بشم که اشتباه از من بوده !
بیاین بگین صادقانه.
حداقل یه دفاع هم من از خودم شاید داشته باشم و یک طرفه نریم قضاوت.
کما اینکه میخوام بگم دیشب یه خواب عجیب دیدم دقیقا مربوط به همین کامنت !!
حتی خود کامنت گذار هم خودش معرفی کنه ممنون میشم !
میخوام تطبیق بدم خوابم با این داستان ؟!
که آیا خوابم صادقانه بوده یا خیر ؟
اسم کامنت گذار تو خوابم نبود اما اسم و
برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: يکشنبه 3 دی 1396 ساعت: 10:30
کلاف گم شده این پست پیدا شد :|:)
با بررسی بعمل آمده متوجه شدیم کامنت گذار محترم جناب آقای بگم یا نگم ؟^__^
خودتون بیاین بگین چون من شناسایی تون کردم !!
البته با کمک شخص ثالث :|:)
شخص ثالث پست رو خوند و جریان سوتی دادنش هم گفت :|:)
همون شخصی که به خوابم اومد البته ساعاتی پیش سوتی شو گفت
و گفت که خیلی تصادفی و اشتباهی دستِ گل به آب داده :|
اول میخواستم کسی که این دست گل رو به آب داده رو کاملا باهاش کات کنم و قانون کلت آقاگل رو براش اجرایی کنم !!
یعنی به حدی از دستش ناراحت بودم که میخواستم باهاش کات کنم اینو خدا میدونه !
اما چون شخص ثالث دوستمه و میدونم این کارش واقعا عمدی نبوده
بلکه از روی اشتباه و سوتی گونه این حرکت رو انجام داده و جالبه خیلِ زیادی از دوستان بخاطر سوتی هاش
به خونش تشنه هستند :دی ازش گذشتم ولی این دلیل نمیشه حکمش رو اجرایی نکنم :|
حکمش رو به خودش گفتم و قراره امشب یا فردا اجرایی بشه :))
بعدا من می مونم و شخص ثالث .
اما میرسیم به سر اصل مطلب شخص کامنت گذار چه کسی بوده و کیست ؟
اما جناب آقای ناشناس من از شما شناخت داشتم یه زمانی !
ادامه مطلب
برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: يکشنبه 3 دی 1396 ساعت: 10:30